سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

روی خاک باغچه خزیده بود و خودش را به درخت سرو رسانده بود. محکم به تنه درخت چسبیده بود و بالا می رفت. از بین همه شاخه های گل پیچک فقط آن شاخه، خودش را به درخت رسانده بود. هر روز بالا و بالاتر می رفت و به آسمان خدا نزدیکتر می شد. من به شاخه گل پیچک خیره می شدم و او با گل های قشنگش با من حرف می زد. برایم پیامی داشت: «اگر می خواهی سبز شوی ، اگر می خواهی به آسمان نزدیکتر شوی، به تکیه گاه نیاز داری. تکیه گاهی محکم که با آن نه بترسی ونه بلرزی. تکیه گاهی که تو را به اوج برساند ».

 

من به پیام شاخه گل پیچک فکر کردم و یادم آمد به حرف خدا که می گوید: «هرکس بر من توکل کند،همین برایش کافی است»

وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی اللِه فَهُوَ حَسبُهُ




تاریخ : یادداشت ثابت - پنج شنبه 93/3/30 | 11:56 صبح | نویسنده : محسن | نظر

 

 

کلیپ زندگی عشایر

 

زندگی 2

زندگی 3

زندگی4

 

عکس 1

عکس 2

 

عکس 3

 

 

عکس 4

عکس 5

عکس 6

سلام

 

روی لینک کلیک کن تا دانلود بشه




تاریخ : دوشنبه 95/1/23 | 2:2 صبح | نویسنده : محسن |

رازداری کن و از من گله در جمع مکن

                                باز بازیچه مشو، بارِ سفر جمع مکن

با حضور تو قرار است مرا زجر دهند

                            خویش را مایه ی دلگرمی هر جمع مکن

به گناهی که نکردم، به کسی باج مده

                            آبرویی هم اگر هست بخر، جمع مکن

ترسم آسیب ببیند بدنت، دورِ خودت...

                            این همه هرزه ی آلوده نظر جمع مکن!

" آخرین شاخه ی تو، سهم عقابی چو من است...

                            روی آن چلچله و شانه بسر جمع مکن "

تا برآمد نفسم، جمعِ هوادارت سوخت

                                روبروی منِ دیوانه، نفر جمع مکن

 

 




تاریخ : چهارشنبه 94/3/6 | 12:56 صبح | نویسنده : محسن | نظر

 

کنار گیسوانت رهبری ؛ سخت َ ست ؛ می فهمی؟

و راضی کردنت به همسری ؛ سخت َ ست ؛ می فهمی؟

به فکرت بودم و دیدم نمازم را قضا کردم

تو باشی و نباشد کافری ؛ سخت َ ست ؛ می فهمی؟

تو با شیرین زبانی تشنه ام کردی به لبهایت

گذشتن از لبانت سرسری ؛ سخت َ ست ؛ می فهمی؟

مشخص کردن ِ این که تو زیبایی وَ یا آهو

میان این دو محشر داوری ؛ سخت َ ست ؛ می فهمی؟

تصور کردنِ این که خدای من دو چشم توست

برای مردم پامنبری ؛ سخت َ ست ؛ می فهمی؟       

نشستی پیش من با موی مشکی ، شانه اش کردی

تحمل کردنِ این دلبری ؛ سخت َ ست ؛ می فهمی؟ 

تو را دیدن به وقت ناز کردن ، هر زمان بانو

به جان مادرم بی روسری ؛ سخت َ ست ؛ می فهمی؟

بسیجی هستم و باید خطابت من کنم ، خواهر

تو را دیدن به چشم خواهری ؛ سخت َ ست ؛ می فهمی؟

 

شاعر: ؟؟؟؟




تاریخ : سه شنبه 94/2/29 | 7:37 عصر | نویسنده : محسن | نظر

 




تاریخ : دوشنبه 94/2/28 | 4:7 صبح | نویسنده : محسن | نظر

مستر جیکاک معروف به سیدجیکاک جاسوس انگلیسی بود که به دستور ملکه انگلستان برای جلوگیری از ملی شدن صنعت نفت به مناطق نفت خیز ایران اعزام شد و هفت سال در بین عشایر بختیاری زندگی کرد و بافرهنگ و لهجه آنان کامل آشنا شد.

جیکاک بعد از هفت سال اعلام کرد که سید هست و برای اثبات حرف خود کراماتی را نشان داد. جیکاک عصایی داشت که وقتی آن را به بدن کسی می‌زد به خاطر وجود خازنی در ته عصا به آن فرد شوکی داده می‌شد و یا ریش مصنوعی ضد آتش خود را آتش می‌زد و شعله‌ور نمی‌شد و حتی آتش را به زیر عبای ضد آتش خود قرار می‌داد ولی نمی‌سوخت و به مردم می‌گفت من سید واقعی هستم و اگر سادات دیگر راست می‌گویند شعله آتش را به لباس خود بزنند و ...

این جاسوس MI6 با فن بیان و با کرامات بسیاری که داشت در بین مردم محبوبیت خاصی پیدا کرد و در اواخر دهه 1320 خورشیدی، فرقه‌ای را در منطقه? بختیاری، بویراحمد و خوزستان ایجاد می‌کند که طلوعیان یا سروشیان نام داشت.

سید جیکاک به هنگام ملی شدن صنعت نفت، با گشت‌وگذار میان عشایر بختیاری این شعار را به گویش بختیاری برای آن‌ها طرح نمود: "تو که مهر علی مین دلته ملی شدن صنعت نفت سی چنته" یعنی تو که مهر علی را در دل داری برای چه به دنبال ملی شدن نفت هستی!!!

توکه مهر علی مین دلته انرژی هسته ای سی چنته!!!

و امروز باگذشت زمان و با بالا رفتن شعور و آگاهی مردم بازهم هستند کسانی که مانند سیدجیکاک با کلامی که صادق نیست و زشت است مدام در گوش ما زمزمه می‌کنند که توکه مهر علی مین دلته انرژی هسته ای سی چنته!!!

آن ها بجای دعوت کردن ما برای نزدیک کردن آتش به لباسمان، راه به جهنم رفتن را نشانمان می‌دهند و بعضی دیگر بجای عصای شوک دار، داس را به ما نشان می‌دهند و بعضی دیگر ما را متهم به بی‌سواد بودن می‌کنند و ....

اما حرف دل من اینست که اگر سیدجیکاک این اقدامات را انجام می‌داد تا صنعت نفت ما ملی نشود حداقل یک بیگانه و دشمن بود اما چرا امروز خود ما تیشه به ریشه آن چیزی می‌زنیم که حق مسلم ماست؟

مگر گناه 850000 ایرانی بیمار چیست که  برای درمان به سوخت 20 درصد احتیاج دارند اما حال مجبوریم آنان را برای درمان به خارج بفرستیم تا مثل جانبازان شیمایی در آلمان بجای درمان بر روی آنان آزمایش انجام دهند؟

بااین‌حال مانند رهبر معظم انقلاب که در روند مذاکرات دخالت نمی‌کنند و فقط و فقط از تیم مذاکره‌کننده حمایت می‌کنند ما نیز از تیم مذاکره‌کننده حمایت می‌کنیم اما برای آینده کشورمان با این دشمنان، همچنان دلواپسیم و میلرزیم اما دل خوش می کنیم به جهنمی که با این مذاکرات دارند برایمان می سازند!!!...

 

منبع: http://sayberi174.persianblog.ir/




تاریخ : دوشنبه 94/2/28 | 3:50 صبح | نویسنده : محسن | نظر

متکلمان و دانشمندان مسلمان ادله عقلی زیادی بر نبوت آن حضرت اقامه کرده اند که مستحکم ترین دلیل عقلی بر نبوت آن حضرت دلیل معجزه است که معجزه عبارت است از ثبوت و یا نفی هر امر خارق عادتی که مطابق دعوی پیامبری باشد.(1) 

  توضیح مطلب این که تاریخ قطعى گواهى مى‏دهد که پیامبر اسلام دعوت خود را با معجزات گوناگون مطرح ساخته است و معجزاتی همچون سایه انداختن ابر بر آن حضرت، شکافته شدن ماه(شق القمر)، حرکت کردن درخت به امر پیامبر، سلام کردن سنگ ها، جوشیدن آب از میان انگشتان مبارک پیامبر و سیر شدن سپاهیان و مرکب هاى آنان و از همه مهمتر قرآن مجید و...(2) را برای اثبات دعوی نبوت خود آورده است.
و از طرف دیگر عقل حکم می کند که هر کسی که بتواند معجزه ای بر اثبات ادعای خود بیاورد پیامبر و نبی خدا است. چرا که معجزه به معنای تصدیق خداوند نسبت به دعوی نبوت و رسالت است بنابر این بر خداوند قبیح است که آن را در اختیار انسان های دروغگو و کذاب و شیاد قرار دهد چرا که باعث گمراهی مردم و نقض غرض الهی می شود از این ‌رو انجام آن از مدعیان دروغین نبوت برنمی‌آید.
در نتیجه معجزات پیامبر اسلام دلیلی بر صدق نبوت ایشان است و ایشان به حکم عقل پیامبر خدا هستند.
پس پاسخ این سوال که چرا باید حضرت محمد (ص) را قبول کرد؟ این است که چون او نبی و رسول خداست و نبوت و رسالت ایشان به حکم ادله عقلی ثابت شده است در نتیجه عقل حکم می کند که باید از کسی که نبی خداست اطاعت کرد.

 

 

ادامه مطلب...


تاریخ : جمعه 93/12/8 | 1:28 عصر | نویسنده : محسن | نظر
.: Weblog Themes By VatanSkin :.